تبليغاتX
AGAINST THE WIND

ترجمه ها شعر ها و نوشته های پروین طلوعی




در این مدار  سرد،


انتظار سفینه ای را می کشم


که این کتابها را با خودش ببرد،


و در عوض برایم انگشتانی بیاورد،


این قلم را بردارم ..



+ تاريخ پنجشنبه نوزدهم آذر 1388ساعت 20:25 نويسنده پروین طلوعی |


http://mahyar20.persiangig.com/image/cheragh.jpg




قوچ به دوش


هر شب


در خواب تو نازل می شوم


و اسماعیل ها

یکی یکی


در آغوش صخره آرام میگیرند ....




+ تاريخ یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 19:30 نويسنده پروین طلوعی |

 

 

 Stock Photo - ponderosa pine 
grows amoung limestone 
walls wall street, 
 bryce. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

 

شیشه ای و خیابانی ... منی که اینسوی شیشه ام و مردمانی که آنسوترک، در

فاصله ای نه چندان دور، مسیر ترک خوردهء پیاده رو و خیابان را بالا و پائین می روند و

 می دانم که این شیشه از هزار دیوار نیز ضخیم تر است. هرکه هست، دیواری با خود

 حمل می کند حائل میان او با ساختار خاص ذهنی و روحی و جسمی اش، در برابر

 هر آنچه که شاید میلی در او باشد برای ارتباط روحی و فکری و کلامی نسبت به

 او...

شهر، این شهر مقدس سرد و خشک و بی روح و رنگ و رام، تحقیقا بام این سرزمین

 که نه، سقفی کاذب است برای ارتفاع مسکون و جغرافیائی آن. اینجا از چپ و

راست، باد میزوزد.بهار و زمستان. و انگار همین باد است که باعث می شود آرام

 باشی و رام و کلاهی اگر داری را سفت بچسبی و اگر نداری، چادر و روسری و

سیاه و سیاهی را. که همانی باشی که هستی و باید باشی. انگار باد، فکر ها را

 درون مغز و خون و گرمی را میان سینه ات حبس می کند.اینجا هرکسی زندانی

 درون خودش دارد.

اینجا تو خودت را شاید بشناسی اما برادرت را نه، رفیقت را نه، پدرت را هرگز.

 

خواستم بگویم چند روز پیش از این، سالگرد فروپاشی دیوار برلین بود ... دیوار برلین

 یادت هست

  ؟

 

 

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 13:52 نويسنده پروین طلوعی |


پای این دشت

آسمان را شیار می زند

تراکتوری که عاشق شده است

...



+ تاريخ شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 22:43 نويسنده پروین طلوعی |

 

Stock Image - lightning. fotosearch 
- search stock 
photos, pictures, 
images, and photo 
clipart

 

 

ترسم نه از گلوله

که از مصلوب شدنت

بر شانه های من است

رفیق

...

 


پی نوشت:

 

ارنستو چگه وارا:

 

می دانم!

گلوله را با کلمه می نويسند،

اما وقتی که از کلمات

شَقی ترين گلوله ها را می سازند،

چارهء چريکی چون من چيست؟؟؟

 

 

+ تاريخ پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 22:24 نويسنده پروین طلوعی |


 

آسمان

شبیه چشم های تو بود

هی تو ...

که تا صبح نیمکرهء جنوبی

ونگ میزنی...

آهای رفیق باد و قافیه ... !

آتش که کفش های تو را سوخت

نسیم های متواری

آرام از پشت سایه ات عبور کردند

تا

فتیلهء هیچ انقلاب مخملی

دیگر

از معجون سرد ماست و خیارت

بیدار نشود ...

بُزک نمردهء بهار ندیده !

چند ساله ای؟

قنداق خورشید را یادت هست

کدام دست

در بازوان تو کاشت؟

و نوزاد ماه را

بوسه نداده

به مرداب دستبند زد ... ؟

آهای پدر خواندهء چهار !

تو از کدام سیسیل

به چشم های من آمدی؟

تو از کدام فرشته

صورت مام کودکی ام را قرض گرفتی ؟


بر شانه های تو

تا

صبح ابد بیدار مانده ام .....

بارانی عجیب !

نگو که چشم های من از تو سترون است ....



 

+ تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 14:25 نويسنده پروین طلوعی |




... داره دیر میشه ...




+ تاريخ سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 22:21 نويسنده پروین طلوعی |

 

 

 

از

باران

بر

کلاهت

می

 افتم

شبیه دو بال

که

بر کتف کتاب مقدس

می رویند

 

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 20:6 نويسنده پروین طلوعی |

 

 

 

این پوتینها برای پای من گشادند ...

قلاب بگیر

از شانه ات بالا بروم

رفیق

...

خال سرخی

میان پیشانی ات

می لرزد ...

 

 

+ تاريخ سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 9:48 نويسنده پروین طلوعی |

Stock Photography - lei draped on 
suitcases on beach, 
low angle view. 
fotosearch - search 
stock photos, 
pictures, images, 
and photo clipart

 

چمدان به دست

پرنده هائی از چشمم اریب می افتند

و میدانم

سفرهای مجعد

هنوز معطل منند....

در ایستگاههائی پراکنده

که رعد و برق، لای بلیط یکسره ام اتراق کرده است....

 


 Che Guevara - Türksolu

 

... Hasta siempre comandante ...

 

همواره شانه به شانه ات خواهیم ماند

و هم آواز با فیدل، این ترانه را سر خواهیم داد:

.... همیشگی ترین فرمانده ... !

 

ترجمهء ترانهء معروف " هاستا سیمپره کماندانته" از متن انگلیسی...

این ترانه در اصل متعلقه به ترانه سرا و خوانندهء کوبائی یعنی " کارلوس پوئبلا"

برای مطالعهء شعر از متن انگلیسی و ادامهء ترجمهء اون به فارسی،

لطفا روی ادامهء مطلب کلیک بفرمائید... پرفاووره !

راستی! ترجمه های زیادی از این ترانه به فارسی وجود داره، منم یه بار دیگه ترجمش کردم ... عیبی که نداره؟

 

 


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه دهم مرداد 1388ساعت 11:7 نويسنده پروین طلوعی |